به گزارش پارتیان امروز ، به نقل از تابناک ، مصطفی منتظر طی یادداشتی در شماره امروز خراسان با عنوان ملاحظات معادله جدید در منطقه نوشت: پاسخ ندادن رژیم صهیونیستی تا بدین لحظه به حمله گسترده ایران، نشان از پذیرش اولیه معادله جدیدی دارد که ایران میخواست آن را به طرف مقابل بقبولاند.
معادلهای که «ضربه از خاک در مقابل هر زخم» را برای اولین بار مطرح کرد. بازدارندگی که ایران میخواست، باگذرموشکهای بالستیک از پرحجمترین پدافند تاریخ، فعلا به وجود آمده است.
دشمن فهمید که حتی با یک ائتلاف اطلاعاتی و نظامی با کمک پیشرفتهترین کشورهای دنیا و منطقه هم نمیتواند حتی در مقابل موج اول حمله موشکی ایران، مقاومت کند.
چه برسد به این که قرار باشد در موج بعدی، چند هزار موشک دیگر بر سرش خراب شود. پس هدف اصلی در تغییر راهبردهای مقابله با دشمن، به بهترین وجه ترسیم شده است.
اما طرف مقابل به این راحتی عقب نخواهد نشست. سکوت این روزها چه در عرصه غزه و چه در پاسخ ندادن به ایران، نشان از طراحی یک بازی جدید برای تغییر مجدد موازنه دارد.
رژیم در وضعیتی بغرنج در نوع پاسخ گیر کرده است. تل آویو برای تداوم وضعیت جنگی علیه ایران، امکان همراهی آمریکا را ندارد و این یعنی شکست مطلق در هر درگیری با ایران؛ همچنین رژیم صهیونیستی میداند که ایران و آمریکا در بازی میان خود آن چنان مراقب جلوگیری از هر درگیری هستند که امکان درگیر کردن آنها با هم به هیچ وجه وجود ندارد.
از طرف دیگر پاسخ ندادن به معنای پذیرش معادله جدید و عملا شکست در تعادل منازعه است. همچنین درگیری در منطقه خاکستری و ضربه زدن به نیروهای ایران در هر نقطهای خارج از ایران هم باتوجه به تغییر راهبرد ایران، به معنای تداوم جنگ خواهد بود.
علاوه بر احتمال حمله نظامی که هنوز وجود دارد، ممکن است رژیم روبه روشهای کثیف و جنگ نامرئی بیاورد.
ترور مقامات ایران، ایجاد آشوب در کشور یا حمله به برخی داراییهای ایران یا گروههای مقاومت بخشی از احتمالات مطرح در این زمینه است.
اما باید دقت داشت که ضربه زدن طرف مقابل تقریبا قطعی است و این امر لزوم هوشیاری حداکثری را در کشور به همه گوشزد میکند.
در این میان باید به جنبههای مهم اقتصاد سیاسی این جنگ در منطقه هم توجه داشت.
کمک نظامی اردن و کمک اطلاعاتی سعودی و امارات برای رهگیری موشکهای ایران، عموما به همین موضوع برمیگردد.
لیست این کشورها، همان لیست کریدور معروف آمریکاست؛ لذا باید توجه داشت که نقطه مقابل ما در این جریان، صرفا رژیم صهیونیستی نیست. پس باید راهبردی با منطق اقتصادی سیاسی برای این کشورها هم داشت.
البته گفتگو و مذاکرات وزیرخارجه در این هفته که حجمی تقریبا بیسابقه داشت، امری لازم و مطلوب بود که نتایجی ارزشمند برای کنترل رخدادهای پس از حمله داشت.
خلاصه وضعیت، شکسته شدن هیمنه اسرائیل درشکستناپذیری به ویژه در عرصه جنگ بزرگ، شکسته شدن هیمنه آمریکا در «حمایتگری آهنین» ازرژیم، ایجاد موازنه بازدارندگی، ایجاد معادله جدید منطقهای، افزایش محبوبیت ایران درمیان ملتهای منطقه، تقویت سرمایه اجتماعی درداخل کشور، به خطرافتادن جان مسئولین ارشد به ویژه درحوزه نظامی، افزایش احتمال رفتارهای وحشیانه یا نامرئی دشمن، افزایش احتمال فشاراقتصادی چه ازناحیهآمریکا و کشورهای غربی و چه از ناحیه رقبای منطقهای، فشار دیپلماتیک کشورهای غربی و درعین حال افزایش توان چانهزنی ایران در منطقه و جهان و… است.
اگر رژیم ورود به رفح را بیش از این به تاخیر بیندازد، باید منتظر زلزلههای بیشتری در داخل سرزمینهای اشغالی بود.
آغاز فاز جدید معادلات امنیتی با عملیات «وعده صادق»
ابوالفضل ظهره وند کارشناس مسائل بین الملل طی یادداشتی در شماره امروز ایران نوشت: عملیات موفقیتآمیز ایران در تنبیه رژیم جنایتکار صهیونیستی از چند جنبه دارای اهمیت فراوان است. عملیات موسوم به «وعده صادق» معادلات امنیتی در منطقه را وارد فاز جدیدی به نفع ایران و محور مقاومت کرد؛ رژیم اسرائیل که با گنبد آهنین معروف خود، در برابر همه نیروهای بالقوه ایستاده بود، در پی حمله نظامی اخیر تسلیم پهپادها و موشکهای ایرانی شد. این عملیات، نتانیاهو و دولت افراطی او را در فضایی حاکی از سردرگمی فرو برد؛ او از یک سو موضوع غزه را کاملاً از دست رفته میبیند و از سوی دیگر در رابطه با ایران هم با بنبست روبهرو شده است و نمیداند چگونه، کی و کجا از پس پاسخ به حمله نظامی اخیر ایران برآید.
اما مقامهای اسرائیل با مواضعی که در پی حمله ایران اتخاذ کرده و اعلام کردهاند که میخواهند این حمله را با حمله به گروههای نیابتی او پاسخ دهند، نشان دادند که به این نتیجه رسیدهاند، پاسخ نظامی مستقیم به ایران مستوجب خساراتی ویرانگر و غیرقابل جبران برای این رژیم خواهد بود. این مواضع نشان میدهد اسرائیل در پی وقوف به واقعیت جنگ احتمالی نابرابر با ایران، همچنان به تنشافروزی در بستر محدوده خاکستری اکتفا میکند. جدای از قدرت پهپادی و موشکی ایران، دلیل دیگری که اسرائیل را به چنین استیصالی رسانده، این است که امریکاییها و کشورهای عضو ناتو ارادهای به بازی در زمین بنیامین نتانیاهو ندارند.
در این میان اظهارات مقامات سایر کشورها به خصوص امریکا که همواره به عنوان یکی از حامیان رژیم صهیونیستی از آن نام برده میشود هم قابل توجه است. جو بایدن هرگونه همکاری با اسرائیل در جنگ با ایران را رد میکند. هرچند نمیتوان از حمایت همیشگی رؤسای جمهور امریکا از نخستوزیر اسرائیل به راحتی عبور کرد، اما بایدن بهخوبی میداند که هزینه اصلی در صورت مشارکت با اسرائیل در حمله علیه ایران را خود متقبل خواهد شد؛ بنابراین دولت امریکا سعی کرده به انحای مختلف به ایران نشان دهد راه آن از اسرائیل جداست تا جلوی ضربات احتمالی در صورت بالا گرفتن تنش نظامی را بگیرد. این مهم را دیگر کشورهای اروپایی متحد اسرائیل هم مورد توجه قرار دادهاند و نسبت به عواقب احتمالی هر گونه مشارکت در زمین جنگ با ایران آگاهی دارند. از سوی دیگر در پی حمله ایران، صهیونیستها ضربه مهلکی از جنبه حیثیتی و اعتباری خوردهاند و این تنبیه، هم نقاط ضعف و هم قدرت آنها را به ایران نشان داد. مقامات اسرائیل نشان دادهاند که قادر نیستند بدون کمک متحدانشان بقای خود را در نبرد با بازیگری همچون ایران حفظ کنند.
امروز رژیم صهیونیستی در وضعیت نامتعادلی قرار دارد و کشورهای حامی آن برای فرار از رویارویی با ایران، تلاشهای دیپلماتیک را بکارگرفتهاند؛ تلاشهایی که بخشی از ادبیات سیاسی و متداول این کشورهاست. چنانکه به هر مانعی که در برابر منافع نامشروع آنها بایستد، نام تروریسم میگذارند و آن را تهدید میدانند و هر عامل نامشروعی را که در خدمت آنها باشد، همراه خود مینامند. اما مشروعیت جمهوری اسلامی در آنجا تعریف میشود که قدرت نظامی و تسلیحاتیاش وامدار هیچ کشور خارجی نیست. واقعیت این است که امروز سطح بازدارندگی ایران در مقابل امریکا تعریف شده و ارتقا پیدا کرده و ایران در جایگاه یک قدرت بلامنازع در منطقه نشسته است.
امریکاییها اگر میخواهند به نوعی در منطقه حضور داشته باشند باید شکل بازی خود را با شرایط موجود تطبیق دهند. جمهوری اسلامی هم باید با اقتدار مواضع خود را اعلام کند و اگر خطایی صورت گیرد به شدیدترین وجه به آن پاسخ دهد.
